به گزارش كانون حمايت از زنان ايراني :
تذكر ماموران نيروي انتظامي به دختران جوان در مورد بدحجابي باعث درگيري در ميدان هفت تير تهران شد.
امروز (يكشنبه) صبح و عصر در پي اجراي طرح مبارزه با بدحجابي تعدادي از ماموران ويژه اين طرح با دختران جوان درگير شدند.
به گفته شاهدان عيني، ماموران سعي در دستگيري و بازداشت اين زنان داشتند و با مقاومت آنان چند تن از مردان حاضر در ميدان هفت تير نيز با ماموران به بحث پرداختند.
يكي از مغازه داران ميدان هفت تير در اين باره گفت: "ماموران زن به سه دختر25 تا 30 ساله در باره حجابشان تذكر دادند، اما اين تذكر با لحن تندي انجام گرفت كه باعث برانگيختن واكنش آنها شد.
يك پليس زن سعي داشت با كشيدن دست يكي از دختران سعي در سوار كردن او به ماشين داشته باشد، اما او حاضر به سوار شدن نبود. مامور مرد هم با پاي خود به ساق پاي زن جوان زد. اين ماجرا باعث دخالت مردم شد. اين سه زن سرانجام توسط حاضران در ميدان هفت تير از صحنه خارج شدند و با يك ماشين سمند تاکسي از صحنه دور شدند."
آنها در حالي سوار ماشين شدند كه لباس هايشان در جريان درگيري پاره شده بود و ديگر حجابي بر سر نداشتند.
يكي از رانندگان تاكسي نيز در باره درگيري صبح در ميدان هفت تير گفت: "امروز صبح هم ماموران با رفتار تندي دختر جواني را به دليل بدحجابي كشان كشان سوار خودرو نيروي انتظامي كردند و با خود بردند. فرياد هاي اين دختر جوان اعتراض هاي مردم را نيز برانگيخت."
به گفته او در درگيري بعد از ظهرميان مردم و پليس مادر و دختري كه از سوي ماموران مورد ضرب و شتم قرار گرفتند در حالي كه صورت خونيشان را به ماموران پليس نشان مي دادند در اعتراض به اين نوع برخورد روسري خود را از سر برداشتند."
گفته مي شود اين مادر و دختر با موبايلشان مشغول فيلم برداري از برخورد خشن پليس با زنان بودند.
توجه :عكسي كه همراه با اين خبر مي بينيد توسط يكي از شهروندان تهراني و با گوشي موبايل از واقعه عصر امروز گرفته شده است .
هيچ حيواني به حيواني نمي دارد روا
آنچه اين نامردمان در حق انسانيت ميکنند
واي جنگل را بيابان ميکنند
روزگار مرگ انسانيت است
نوشته شده توسط samaneh در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت

از كسي نمي پرسند چه هنگام ميتواند خدانگهدار بگويد
از عادات انسانيش نميپرسند
از خويشتنش نميپرسند
زماني به ناگاه بايد با آن رودرروي در آيد
بپذيرد درد مرگ را
فرو ريختن را
وداع را
تا ديگر بار و ديگر بار بتواند كه برخيزد...

نوشته شده توسط samaneh در شنبه یکم اردیبهشت 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

ایمان دوست داشتن
این دو بس نان؟
من هیچگاه گرسنه نبوده ام
آزادی
همین است آنچه می خواهم.
فهرست اصلی
دوستان
نارکند
سيمرغ همان سي مرغ بود
پسران حرومزاده
ته مانده های یک مرد
خوابگاه ما
کلمات زیبا انسانهای زیبا
عشقي بي قاف بي شين بي نقطه
جامعه شناسی
ورنا
ابلهی که همه چیز میدانست
دخترونه
خاموشی
فروغ سیمرغ
بچه مثبت
امپراطور
طرح یک بغض
عشق و عبرت
یا خالی و یا لبریز
نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
مهر 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
طراح قالب
POWERED BY